برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
دویدن بر تردمیل
یادداشتی بر «ساعت پنج عصر»
عبدالرزاق پورعاطف
طبق معمول دقیقه نود رسیدم. انتظار نداشتم جایی گیرم بیآید. اوایل اکران بود و پروپاگاندایِ فیلم مرا هم گرفته بود. غُلغله نبود. شاید شصت،
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
این سیبیلوی نازنین
برای سومین سالگرد درگذشت احمد بیگدلی
عبدالرزاق پورعاطف
یک.
باید هرچه زودتر میرسیدم به تالار آفتاب. نمیخواستم حتی یک لحظهاش را از دست بدهم. اولین جشنوارهای بود که شرکت میکردم
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
«قبل از اینکه تیربارچی دست به ماشه ببرد و بخواهد مرا، پیدا و ناپیدا، وادار به چانه انداختن بکند و سربازی که مرا به اسارت گرفت پیش بیاید و میان من و تیربار قرار بگیرد و به تیربارچی به عربی بگوید:
-
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
یادِ «یازده»
یادداشتی بر کتاب «یازده» اثر احمد چلداوی
عبدالرزاق پورعاطف
سال 92 که منتشر شد، خریدم و خواندم. در برنامه «ماه عسل» وعدهی انتشارش را داده بود. همانجا ماجرای جالب فرارش به همراه دو اسیر دیگر را چنان با آب و تاب تعریف کرد که دهانم آب افتاد و بیصبرانه منتظر ماندم «یازده» منتشر شود تا آن را یکنفس سر بکشم. پس از گذشت سه سال، هنوز شیرینی خواندنش زیر زبانم است.
در عملیات کربلای4، راوی که دانشجوست اسیر میشود و دوران حساس و خوفناکی را آغاز میکند. سیسالگی کربلای4 یاد «یازده» را در دلم زنده کرد. توصیف زندهی احمد چلداوی از شبِ عملیات فراموش نشدنی است:
«نمیدانم امشب چه شبی است. فقط
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
اهوازی باشی و رمانهای احمد محمود را بخوانی...
مستِ مست میشوی و قلمش به جنون میکشد تو را...

برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب: از عرش به فرش,از عرش به فرش آمدن,ازفرش به عرش رسیدن,
نویسنده: آرمان رفیعی
برچسب:
نویسنده: آرمان رفیعی