شاگرد ته کلاس
-
تاریخ: 1400/1/19 ساعت: 12:25
خوزستان شده شاگرد ته کلاس. ردیف آخر، صندلی آخر. آن تهِ ته. آقامعلم گوشهای نشاندهاش که دیگر نبیندش یا کم ببیندش. در زاویهای کور و تاریک. فقط وقت امتحانات عزیز و دُردانه میشود. عزیزتر از دل و جان آقامعلم. آقامعلم وقتی پدر خوزستان را میبیند، نمید
گاهی مغز آدمی سوت میکشد!
-
تاریخ: 1398/11/16 ساعت: 22:11
گاهی مغز آدمی سوت میکشد!یادداشتی بر افاضات عجیب و غریب علی کارونیعبدالرزاق پورعاطفگاهی مغز آدمی سوت میکشد از این همه سادهانگاری و خلافگویی. علی کارونی-خواننده- در برنامهی زندهی شبکه سوم سیما با
دویدن بر تردمیل
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:04
دویدن بر تردمیل یادداشتی بر «ساعت پنج عصر» عبدالرزاق پورعاطف طبق معمول دقیقه نود رسیدم. انتظار نداشتم جایی گیرم بیآید. اوایل اکران بود و پروپاگاندایِ فیلم مرا هم گرفته بود. غُلغله نبود. شاید شصت،
این سیبیلوی نازنین
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:04
این سیبیلوی نازنین برای سومین سالگرد درگذشت احمد بیگدلی عبدالرزاق پورعاطف یک. باید هرچه زودتر میرسیدم به تالار آفتاب. نمیخواستم حتی یک لحظهاش را از دست بدهم. اولین جشنوارهای بود که شرکت میکردم
یکبار برابر تیربار منتشر شد
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 13:04
«قبل از اینکه تیربارچی دست به ماشه ببرد و بخواهد مرا، پیدا و ناپیدا، وادار به چانه انداختن بکند و سربازی که مرا به اسارت گرفت پیش بیاید و میان من و تیربار قرار بگیرد و به تیربارچی به عربی بگوید: -
یادِ «یازده»
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 14:13
یادِ «یازده» یادداشتی بر کتاب «یازده» اثر احمد چلداوی عبدالرزاق پورعاطف سال 92 که منتشر شد، خریدم و خواندم. در برنامه «ماه عسل» وعدهی انتشارش را داده بود. همانجا ماجرای جالب فرارش به همراه دو اسیر دیگر را چنان با آب و تاب تعریف کرد که دهانم آب افتاد و بیصبرانه منتظر ماندم «یازده» منتشر شود تا آن را ...
چنین گفت «احمد بیگدلی»
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:55
چنین گفت «احمد بیگدلی» عبدالرزاق پورعاطف باید هرچه زودتر می رسیدم به تالار آفتاب. نمی خواستم حتی یک لحظه اش را از دست بدهم. اولین جشنواره ای بود که شرکت می کردم و گویا برگزیده شده بودم. وگرنه روز قبلش، دبیر همایش زنگ نمی زد و نمی گفت که باید حتماً باشی. بهمن ۸۶ بود. بارانی در کار نبود. از آن روزهای ...
زخم لبخند
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:55
زخم لبخند عبدالرزاق پورعاطف «لبخند زخم» مجموعه ۴۰ خاطره از ۱۲ رزمنده خوزستانی است. اکثر خاطرات از رگه هایی طنز برخوردارند. اما برخی دیگر تلخی گزنده ای دارند که می شد با حذف آن ها، مجموعه ی طنز منسجمی را ارائه نمود. در سال های اخیر، کارگردان هایی سعی کردند که از دل موضوعاتی تلخ و گزنده، فضاهای طنزی ر...
بیخانوادگی پاسکوآل
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:55
بیخانوادگی پاسکوآل عبدالرزاق پورعاطف «خانواده ی پاسکوآل دوآرته» همزاد «بیگانه»ی آلبر کامو است، چرا که هر دو در یک سال (۱۹۴۲میلادی) چاپ شدند و هر دو روایت خشونتی بی هدف هستند. راویِ دو رمان قهرمان داستان است و «پاسکوآل» هم مانند «مورسو»ی بیگانه مرتکب قتلی کور می شود. اما تفاوت پاسکوآل و مورسو از زمین...
مردی که نبض داستانش هنوز میزند
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:55
مردی که نبض داستانش هنوز میزند عبدالرزاق پورعاطف در چهارمین روزِ زمستان سال 1310 احمد محمود به دنیا آمد. داستاننویسِ خلاق و بزرگی که 84سالگیاش را در نبودِ فیزیکی 13سالهاش جشن میگیریم تا تداعیِ لحظاتِ نابِ خوانشِ رمانها و داستانهایش، ذهنمان را سرشار کند؛ خلوتهای خوش غُور. طعمِ شیرین غرق شدن در جهان د...
او مداحِ خوبی است!!
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:55
او مداحِ خوبی است!! عبدالرزاق پورعاطف نشسته بودم به رصدِ اخبار انتخاباتی؛ ثبت نام شخصیتهای مطرح و حاشیههای آن. حضور فرحبخش افرادی با ظواهری نامأنوس و ادعاهایی سر به فلک کشیده را نیز اضافه کنید. عکسها، فیلمها، خبرها و تحلیل خبرها. گاهی اوقات همهی عناصر در حرکتی خودجوش دست به دست هم میدهند تا سکوتی حا...
یاد احمد محمود
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:54
اهوازی باشی و رمانهای احمد محمود را بخوانی... مستِ مست میشوی و قلمش به جنون میکشد تو را...
یک سنگ کوچولو
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:54
یک سنگ کوچولو حاشیهنگاریِ نشست نقد و بررسی رمان «جُرم ِ زمانهساز» اثر آرش آذرپناه قرار بود ساعت شش شروع شود و بنده و چند خوش خیال دیگر پیش از موعد رفتیم و نشستیم و نشستیم و اینقدر نشستن را با تماشای در و دیوار ادامه دادیم تا با یک ساعت تأخیر برنامه آغاز شد و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان دعوت ...
از عرش به فرش
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:54
از عرش به فرش عبدالرزاق پورعاطف در زندگی صحنههایی است که رنگ کهنهگی نمیگیرند. چنان پویا و زنده که یادآوریشان میتواند بارها تو را بخنداند یا بگریاند. روز اربعین. مسجد محله مردی را از منبر به زیر کشیدند. آخوند نبود. چفیه و عِگالی بر سَر داشت و عبایی بر دوش و صبح علیالطلوع منبر را بالا رفت و مقتل میخوا...
بر سرم دو شاخ رویاند
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:54
بر سرم دو شاخ رویاند عبدالرزاق پورعاطف از بالای منبر ما را چه شکلی دید که گفت اصول دین 10تاست؛ نمازه و روزه و ... و در اصول تقلید نمیکنیم بلکه در احکامشان و ملغمهای ساخت عجیب و غریب و ... و بر سرم دو شاخ رویاند... حضرتش یعنی کتابهای دینی مقطع راهنمایی و دبیرستان را هم نخوانده؟؟؟ ابتدای یک رسالهی عمل...
چشمِ ِ راست ِ خوردنی
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 3:54
چشمِ راستِ خوردنی یادداشتی بر «توپ بازی» اثر تبسّم غبیشی عبدالرزاق پورعاطف زمستان 1388 مجموعه داستانی منتشر شد در 88 صفحه و به نام «توپ بازی». هر ذهنِ سیاستزدهای میگوید که سیاست هم نوعی توپ بازی است؛ روزی توپ در میدانتان است و روزی در میدان حریف. اما «توپ بازی» دربارهی همه چیز هست جز سیاست. نخ تسبیح...